پرش به محتوا

مسلمانان کرت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مسلمانان کرت
Türkókrétikos
Giritli Türkler
مسلمانان کرت با لباس‌های سنتی خود؛ قرن ۱۹–۲۰
کل جمعیت
est. 450,000 (1971 estimate)[۱]
مناطق با جمعیت چشمگیر
 ترکیه200,000 (1971)[۱]
 مصر100,000 (1971)[۱]
 لیبی100,000 (1971)[۱]
کشورهای دیگر (لبنان، سوریه و غیره)50,000 (1971)[۱]
زبان‌ها
یونانی کرتی، ترکی، عربی
دین
اسلام سنی

مسلمانان کرت یا ترکان کرت[۲][۳] (یونانی: Τουρκοκρητικοί یا Τουρκοκρήτες Tourkokritikí یا Tourkokrítes ترکی استانبولی: Giritli، Girit Türkleri یا Giritli Türkler ; عربی: أتراك كريت) ساکنان مسلمان جزیره کرت بودند. فرزندان آنها عمدتاً در ترکیه، جزایر دودکانیز تحت مدیریت ایتالیا (که از سال ۱۹۴۷ بخشی از یونان است)، سوریه (به ویژه در روستای الحمیدیهلبنان، فلسطین، لیبی و مصر و همچنین در میان جمعیت بزرگتر ترک تبار ساکن شدند.

مسلمانان کریتی نوادگان یونانی‌ها بودند که پس از جنگ کرت توسط عثمانی‌ها در قرن هفدهم به اسلام گرویدند.[۴][۵][۶][۷] آن‌ها خود را مسلمانان یونانی می‌دانستند و برخی از یونانی‌های مسیحی به دلیل دین آن‌ها، نه پیشینه قومی‌شان، آن‌ها را «ترک» می‌نامیدند. بسیاری از یونانی‌های کریت در پی فتح جزیره توسط عثمانی‌ها به اسلام گرویدند. این نرخ بالای گرایش محلی به اسلام مشابه وضعیت بوسنی و هرزگوین، آلبانی، بخش‌هایی از مقدونیه غربی یونان (مانند مسلمانان یونانی ولاادس) و بلغارستان بود؛ شاید حتی نرخ گرایش به اسلام در این مناطق به‌طور منحصربه‌فردی بالا بود و نه به دلیل مهاجرت. مسلمانان یونانی کریت به زبان یونانی کریتی ادامه می‌دادند. سفرنامه‌های اروپاییان اشاره می‌کنند که «ترک‌های» کریت عمدتاً از تبار ترک نبودند، بلکه تبدیل‌شدگان کریتی از ارتدوکس بودند.[۸][۹]

خشونت‌های فرقه‌ای در طول قرن نوزدهم باعث شد بسیاری از مسلمانان کرت را ترک کنند، به ویژه در طول شورش کرت (۱۸۹۷–۱۸۹۸)، و پس از اعلام یکجانبه اتحاد کرت با یونان در سال ۱۹۰۸. :۸۷سرانجام، پس از جنگ یونان و ترکیه در سال‌های ۱۹۱۹–۱۹۲۲ و جنگ استقلال ترکیه، مسلمانان باقی‌مانده کرت طبق مفاد پیمان لوزان (۱۹۲۳) به اجبار با مسیحیان یونانی آناتولی مبادله شدند.

در تمام دوره‌ها، اکثر مسلمانان کرت یونانی زبان بودند، از گویش یونانی کرت استفاده می‌کردند، اما زبان اداری و زبان مورد احترام برای طبقات بالای شهری مسلمان ، ترکی عثمانی بود. با این حال، در سنت عامیانه، یونانی کرت برای بیان «حساسیت اسلامی - اغلب بکتاشی - مسلمانان» استفاده می‌شد.[۱۰] امروزه، بیشترین تعداد نوادگان ترک‌کرتی را می‌توان در آیوالیک یافت.[۱۱] کسانی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم کرت را ترک کردند، عمدتاً در امتداد سواحل اژه و مدیترانه ترکیه ساکن شدند. در کنار آیوالیک و جزیره کوندا، آنها در ازمیر، چوکوروا، بدروم، سیده، مودانیا، آدانا و مرسین ساکن شدند.[۱۲]

تاریخچه

[ویرایش]

از سال ۱۶۴۵، امپراتوری عثمانی به تدریج کرت را از جمهوری ونیز که از سال ۱۲۰۴ بر آن حکومت می‌کرد، گرفت. در آخرین شکست بزرگ، کاندیا (ایراکلیون امروزی) در سال ۱۶۶۹ به دست عثمانی‌ها افتاد (اگرچه برخی از جزایر ساحلی تا سال ۱۷۱۵ همچنان ونیزی باقی ماندند). کرت تا سال ۱۸۹۷ بخشی از امپراتوری عثمانی باقی ماند.

سقوط کرت با هجوم مسلمانان همراه نبود. در همان زمان، بسیاری از اهالی کرت به اسلام گرویدند - بیش از هر بخش دیگری از جهان یونانی. توضیحات مختلفی برای این امر ارائه شده است، از جمله اختلال در جنگ، امکان دریافت تیمار (برای کسانی که در طول جنگ به عثمانی‌ها پیوستند)، اختلاف نظر لاتین - ارتدکس، اجتناب از مالیات سرانه (جزیه) برای غیرمسلمانان، افزایش تحرک اجتماعی مسلمانان و فرصتی که مسلمانان برای پیوستن به شبه‌نظامیان حقوق‌بگیر داشتند (که کرتی‌ها نیز تحت حکومت ونیز آرزوی آن را داشتند).[۱۳]

تخمین نسبت مسلمانان دشوار است، زیرا سوابق مالیاتی سیزیه عثمانی فقط مسیحیان را در نظر می‌گیرد: تخمین‌ها از ۳۰ تا ۴۰ درصد متغیر است.[۱۴] در اواخر قرن ۱۸، ممکن است ۳۰ درصد از ساکنان جزیره مسلمان بوده باشند. جمعیت مسلمانان در قرن ۱۹ کاهش یافت و در آخرین سرشماری عثمانی، در سال ۱۸۸۱، مسلمانان تنها ۲۶ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دادند که در سه شهر بزرگ در ساحل شمالی و در مونوفاتسی متمرکز بودند.

سال[۱۵] ۱۸۲۱ ۱۸۳۲ ۱۸۵۸ ۱۸۸۱ ۱۹۰۰ ۱۹۱۰ ۱۹۲۰ ۱۹۲۸
مسلمانان ۴۷٪ ۴۳٪ ۲۲٪ ۲۶٪ ۱۱٪ ۸٪ ۷٪ ۰٪

افرادی که ادعا می‌کنند از مسلمانان کرت هستند، هنوز هم در چندین کشور مسلمان و عمدتاً در ترکیه یافت می‌شوند.

بین سال‌های ۱۸۲۱ تا ۱۸۲۸، در طول جنگ استقلال یونان، این جزیره صحنهٔ خصومت‌های مکرر بود. اکثر مسلمانان به شهرهای بزرگ و مستحکم در ساحل شمالی رانده شدند و جمعیت مسلمان و مسیحی جزیره به دلیل درگیری‌ها، طاعون یا قحطی متحمل خسارات شدیدی شدند. در دههٔ ۱۸۳۰، کرت جزیره‌ای فقیر و عقب‌مانده بود.

از آنجایی که سلطان عثمانی، محمود دوم، ارتشی از خود نداشت، مجبور شد از دست نشانده و رقیب شورشی خود، کاوالالی محمد علی پاشا از مصر، کمک بگیرد که نیروهایی را به جزیره فرستاد. از سال ۱۸۳۲، این جزیره به مدت دو دهه توسط مصطفی نیلی پاشا اداره می‌شد که حکومتش تلاش می‌کرد ترکیبی بین زمین‌داران مسلمان و طبقات نوظهور تجاری مسیحی ایجاد کند. حکومت او عموماً محتاطانه و طرفدار بریتانیا بود و بیشتر تلاش می‌کرد تا حمایت مسیحیان را (که با دختر یک کشیش ازدواج کرده و به او اجازه داده بود مسیحی بماند) نسبت به مسلمانان جلب کند. با این حال، در سال ۱۸۳۴، یک کمیته کرتی در آتن تأسیس شده بود تا برای اتحاد جزیره با یونان تلاش کند.

در سال ۱۸۴۰، پالمرستون مصر را مجبور کرد تا کرت را به حکومت مستقیم عثمانی بازگرداند. مصطفی نائیلی پاشا تلاش ناموفقی برای تبدیل شدن به یک شاهزاده نیمه مستقل انجام داد، اما کرتی‌ها علیه او قیام کردند و بار دیگر مسلمانان را موقتاً به محاصره شهرها راندند. یک عملیات دریایی انگلیسی-عثمانی کنترل جزیره را دوباره به دست گرفت و مصطفی نائیلی پاشا به عنوان فرماندار آن، هرچند تحت فرماندهی استانبول، تأیید شد. او تا سال ۱۸۵۱ در کرت ماند تا اینکه به پایتخت فراخوانده شد و در سن نسبتاً بالایی، حرفه موفقی را دنبال کرد.

نقشه قومی کرت، حدود سال ۱۸۶۱.

تنش‌های مذهبی در جزیره بین مسلمانان و مسیحیان درگرفت و جمعیت مسیحی کرت دو بار علیه حکومت عثمانی (در سال‌های ۱۸۶۶ و ۱۸۹۷) شورش کردند. در قیام ۱۸۶۶، شورشیان در ابتدا موفق شدند کنترل بیشتر مناطق داخلی را به دست گیرند، اگرچه طبق معمول چهار شهر مستحکم ساحل شمالی و شهر جنوبی ایراپترا در دست عثمانی‌ها باقی ماند. رویکرد عثمانی‌ها به «مسئله کرت» این بود که اگر کرت از دست برود، خط دفاعی بعدی باید تنگه داردانل باشد، همان‌طور که بعداً نیز چنین شد. وزیر اعظم عثمانی، محمد امین عالی پاشا، در اکتبر ۱۸۶۷ به جزیره رسید و فتح کم‌سروصدای جزیره را به صورت ناحیه به ناحیه آغاز کرد و به دنبال آن، قلعه‌ها یا دژهای محلی را در سراسر آن برپا کرد. مهم‌تر از همه، او یک قانون ارگانیک تدوین کرد که به مسیحیان کرت (در عمل، به دلیل تعداد بیشترشان، اکثریت) کنترل برابر بر اداره محلی را می‌داد. در زمان کنگره برلین در تابستان ۱۸۷۸، قیام دیگری رخ داد که به سرعت از طریق تطبیق قانون ارگانیک با یک توافق قانون اساسی معروف به پیمان هالپا متوقف شد.

کرت به یک دولت پارلمانی نیمه مستقل در امپراتوری عثمانی تحت نظر یک فرماندار ارتدکس یونانی تبدیل شد. تعدادی از «پاشاهای مسیحی» ارشد، از جمله فوتیادس پاشا و آدوسیدس پاشا، در دهه ۱۸۸۰ بر این جزیره حکومت می‌کردند و ریاست پارلمانی را بر عهده داشتند که در آن لیبرال‌ها و محافظه‌کاران برای قدرت رقابت می‌کردند. اختلافات بین این افراد منجر به شورش بیشتر در سال ۱۸۸۹ و فروپاشی توافقات پیمان حلپا شد. قدرت‌های بین‌المللی به مقامات عثمانی اجازه دادند تا نیروهایی را به جزیره اعزام کرده و نظم را برقرار کنند، اما سلطان عبدالحمید دوم از این فرصت برای حکومت نظامی بر جزیره استفاده کرد. این اقدام منجر به همدردی بین‌المللی با مسیحیان کرت و از بین رفتن هرگونه رضایت باقی مانده در میان آنها برای ادامه حکومت عثمانی شد. هنگامی که یک شورش کوچک در سپتامبر ۱۸۹۵ آغاز شد، به سرعت از کنترل خارج شد و تا تابستان ۱۸۹۶، نیروهای عثمانی کنترل نظامی بر بیشتر جزیره را از دست دادند. شورش جدیدی که در سال ۱۸۹۷ آغاز شد، منجر به جنگ بین یونان و امپراتوری عثمانی شد. قدرت‌های بزرگ در فوریه ۱۸۹۷ یک نیروی دریایی چندملیتی به نام اسکادران بین‌المللی را به کرت اعزام کردند و تا اواخر مارس ۱۸۹۷، عملیات شورشیان کرت و ارتش یونان علیه عثمانی‌ها در کرت را با مجبور کردن ارتش یونان به ترک جزیره، بمباران نیروهای شورشی، مستقر کردن ملوانان و تفنگداران دریایی در ساحل و ایجاد محاصره کرت و بنادر کلیدی یونان متوقف کردند.[۱۶] در همین حال، دریاسالاران ارشد اسکادران بین‌المللی یک «شورای دریاسالاران» تشکیل دادند که به‌طور موقت کرت را تا زمان حل و فصل شورش کرت اداره می‌کرد و شورای دریاسالاران در نهایت تصمیم گرفت که کرت باید به یک ایالت خودمختار در امپراتوری عثمانی تبدیل شود.[۱۷] پس از شورش خشونت‌آمیز مسلمانان کرت علیه مسیحیان کرت و نیروهای اشغالگر بریتانیا در ۶ سپتامبر ۱۸۹۸ (۲۵ اوت طبق تقویم ژولینی که در آن زمان در کرت مورد استفاده بود و در طول قرن نوزدهم ۱۲ روز از تقویم گرگوری مدرن عقب‌تر بود)، شورای دریاسالاران به تمام نیروهای عثمانی دستور داد کرت را ترک کنند و آخرین آنها در ۶ نوامبر ۱۸۹۸ تخلیه شدند. ورود شاهزاده جورج یونان و دانمارک به عنوان اولین کمیسر عالی یک ایالت خودمختار کرت در ۲۱ دسامبر ۱۸۹۸ (۹ دسامبر طبق تقویم ژولینی)، اگرچه هنوز تحت سلطه سلطان بود، اما عملاً کرت را از امپراتوری عثمانی جدا کرد.[۱۸]

جمعیت مسلمانان جزیره به دلیل این تغییرات به طرز چشمگیری کاهش یافت و بسیاری از آنها به سایر نقاط امپراتوری عثمانی مهاجرت کردند.[۱۹] از تابستان ۱۸۹۶ تا پایان خصومت‌ها در سال ۱۸۹۸، مسلمانان کرت در چهار شهر ساحلی تحت محاصره باقی ماندند، جایی که قتل‌عام‌هایی علیه آنها رخ داد. موج‌های بعدی مهاجرت پس از آن رخ داد، زیرا جزیره به تدریج با یونان متحد شد. در سال ۱۹۰۸، نمایندگان کرت اتحاد با یونان را اعلام کردند که پس از جنگ‌های بالکان در سال ۱۹۱۳ به‌طور بین‌المللی به رسمیت شناخته شد. طبق پیمان لندن، سلطان محمد پنجم از حقوق رسمی خود بر این جزیره صرف نظر کرد. مسلمانان کرت که هنوز باقی مانده بودند، تحت تبادل جمعیت بین یونان و ترکیه در سال ۱۹۲۳ مجبور به ترک کرت شدند. در ترکیه، برخی از فرزندان این جمعیت تا همین اواخر به نوعی از گویش یونانی کرت صحبت می‌کردند.

فرهنگ

[ویرایش]

ادبیات

[ویرایش]

ترک‌های کرت آثار ادبی متنوعی تولید کردند که منجر به تعریف یک «مکتب کرت» شد که شامل بیست و یک شاعر است که در شعر دیوان عثمانی یا سنت‌های ادبیات عامیانه ترکی، به ویژه در قرن هجدهم، تکامل یافته‌اند.[۲۰] مضامین شخصی، عرفانی و خیالی در آثار این مردان ادب فراوان است که نشان دهنده پویایی زندگی فرهنگی در جزیره است.

جلوه‌ای از این سنت را می‌توان در ابیات زیر از گیریتلی سری پاشا (۱۸۴۴–۱۸۹۵) مشاهده کرد؛

تو نهال زیبایی و خاطره‌ای، وجد روح. گل سرخ عاشق توست، بلبل عاشق توست، تو معشوقی دیگرگونه‌ای.[۲۱]

که مطمئناً خطاب به همسرش، شاعر-آهنگساز لیلا ساز، که خود از چهره‌های برجسته ادبیات و موسیقی کلاسیک ترکیه است، نوشته شده است.

موسیقی

[ویرایش]

یک مطالعه توسط یک محقق یونانی، شش مسلمان کرتی را نام می‌برد که به موسیقی با گویش یونانی کرتی می‌پرداختند.[۲۲] کرتی‌ها سنت موسیقایی مشترک خود را با مسیحیان کرتی به ترکیه آوردند:

یکی از جنبه‌های مهم فرهنگ گیریتلی این است که این حساسیت اسلامی - اغلب بکتاشی - از طریق زبان یونانی بیان می‌شود. [در مورد هویت فرهنگی آنها] نوعی سردرگمی وجود داشته است و اغلب این فرض مطرح می‌شود که موسیقی آنها به نوعی «ترکی» تر از «کرتی» بوده است. به نظر من این فرض کاملاً اشتباه است…

افراد سرشناس

[ویرایش]
احمد رسمی افندی (1700-1783) دولتمرد و مورخ عثمانی که در خانواده‌ای مسلمان با اصالت یونانی در کرت متولد شد. [۲۳]
  • احمد رسمي افندی: دولتدار، دیپلمات و نویسنده عثمانی قرن 18 (به ویژه دو نفر از فراتنان) اولین سفیر عثمانی در برلین (در زمان حکومت فردریک اعظم) او در سال 1700 در شهر ریتمنو کریتی در یک خانواده مسلمان از نژاد یونانی متولد شد.
  • گریتلی علی عزیز افندی: سومین سفیر ترکیه در برلین و احتمالا اولین نویسنده ترکیه که در قالب رمان نویسندگی نوشته است.
  • الحسین اول ابن علی ات تورکی - بنیانگذار خاندان حوسانی ها که تا سال 1957 بر تونس حکومت کرد.
  • سالاکیئوگلو: (1750 هانی - 1825 کندی): یکی از مهم ترین شاعران قرن 18 در ادبیات مردمی ترکیه.
  • گریتلی سرری پاشا: مدیر عثمانی، شوهر لئیلا ساز و یک مرد برجسته نامه در حق خود.
  • ویدات تک: چهره نماینده جنبش معماری ملی اول در معماری ترکیه. پسر لیلا ساز و گریتلی سرری پاشا
  • پال مولا (به نام ملزاد مهد علی): متولد مسلمان، به مسیحیت تبدیل شد و به کشیش کاتولیک روم و دانشمند اسلام تبدیل شد.
  • رحمیزاد بهاهیدین بدز: اولین عکاس ترکیه به عنوان حرفه ای. هزاران عکس که او گرفته است، از سال 1895 به ترتیب در کریت، ازمیر اساستانبول آنآنکارا عنوان رئیس بخش عکاسی جاجامعه تاریخی ترکیه ارزش تاریخی بسیار زیادی دارند.
  • سالي زکي: عکاس ترکیه در چانیا [۲۴]
  • علی نایپ زاده: همکار الفتریوس ونیزلوس رییس درام و کاوالا آدریانوپول و لاسيتی.
  • اسماعیل فاضل پاشا: (1856-1921) از خانواده سوبیسوگلو ریشه دار که در کریت مستقر شده بودند، نشأت گرفته است. او اولین وزیر کارهای عمومی در دولت مجمع ملی بزرگ در سال 1920 بوده است. پدر علی فواد و محمد علی بود.
  • محمد عاطف آتسداغلی: (1876-1947) افسر ترکیه.
  • مصطفی ارطغرل آکر: (1892-1961) افسر ترکیه ای که کشتی بن مای کری را غرق کرد.
  • نویسنده سِوات شاکیر کاباغاچلی عرف هالیکارناس بالکسیسی (مهتران هالکارناسس) ، اگرچه در کرِت متولد شده و اغلب اجازه داده است که به عنوان کریتین مورد ذکر قرار گیرد، از یک خانواده اشراف عثمانی با ریشه در افیونکاراهسار می آید و پدرش کمیساری عالی عثمانی در کریت و بعدا سفیر در آتن بوده است. [۲۵]
  • حسام‌الدین سیندوروک: سیاستمدار ترکیه، رئیس جمهور جمهوری ترکیه.
  • بلنت آرینچ (پیداد: Bülent Arınç) (دواد: 25 مه 1948) از سال 2009 معاون نخست وزیر ترکیه است. او از میراث مسلمان کرت است که اجدادش به عنوان پناهندگان کرت در زمان سلطان عبدالحمید دوم به ترکیه رسیدند و به زبان یونانی کرت روانی است آرینچ طرفدار بازسازی آگیا صوفیا به یک مسجد است که باعث اعتراضات دیپلماتیک از یونان شده است. [۲۶]
  • خلیل برکتای (پیداد: 27 اوت 1947) مورخ ترکیه از نژاد مسلمان کرت.
  • توبا بوکوسطن، بازیگر ترکیه
  • هولیا آفسار بازیگر ترکیه (در مادر مسلمان کریت و یۆروک و در پدر کرد)
  • فردی ازبیگن خواننده ترکیه
  • بنو یلدریملار بازیگر ترکیه
  • نسیپ فازل قیساکرک، شاعر اسلامی ترکیه (در طرف مادر)
  • مصطفی فهمی کوبایلی معلم ترکیه و لیفتننت بود. او در ترکیه به عنوان "شهيد انقلاب" شناخته می شود.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 3 4 5 Rippin, Andrew (2008). World Islam: Critical Concepts in Islamic Studies. Routledge. p. 77. ISBN 978-0-415-45653-1.
  2. Şenışık, Pınar (2018). Migration and Material World of the Cretan Muslims: A Profile From Rethymno Through the Liquidation of Property Documents in the Early Twentieth Century (به انگلیسی). Isis Press. ISBN 978-975-428-612-0.
  3. Morrow, John Andrew (2019). Finding W. D. Fard: Unveiling the Identity of the Founder of the Nation of Islam (به انگلیسی). Cambridge Scholars Publishing. p. 28. ISBN 978-1-5275-2489-7. The island in question [Crete] was home to Cretan Muslims, descendants of ethnic Greeks who had converted to Islam after the Ottoman conquest in the seventeenth century. Although the language of administration and prestige was Ottoman Turkish, Cretan Muslims used Greek to express their Bektashi Islamic sentiment. After all, Islam in Crete was profoundly influenced by the Bektahi Sufi Order. Although they identified as Greek Muslims, Christian Greeks described them as Turkocretans since they had "betrayed" the Greek Orthodox Church. Some Cretan Muslims reportedly described themselves as "Turco-Romnoi," which means "European Turks," treating the term "Turk" as synonymous with "Muslim," or "Turkish Greeks," namely, Muslim Greeks or Greek Muslims.
  4. Morrow, John Andrew (2019). Finding W. D. Fard: Unveiling the Identity of the Founder of the Nation of Islam (به انگلیسی). Cambridge Scholars Publishing. p. 28. ISBN 978-1-5275-2489-7. The island in question [Crete] was home to Cretan Muslims, descendants of ethnic Greeks who had converted to Islam after the Ottoman conquest in the seventeenth century. Although the language of administration and prestige was Ottoman Turkish, Cretan Muslims used Greek to express their Bektashi Islamic sentiment. After all, Islam in Crete was profoundly influenced by the Bektahi Sufi Order. Although they identified as Greek Muslims, Christian Greeks described them as Turkocretans since they had "betrayed" the Greek Orthodox Church. Some Cretan Muslims reportedly described themselves as "Turco-Romnoi," which means "European Turks," treating the term "Turk" as synonymous with "Muslim," or "Turkish Greeks," namely, Muslim Greeks or Greek Muslims.
  5. Psaradaki, Eleni (30 August 2021). "Oral Memories and the Cretan Identity Of Cretan Turks in Bodrum, Turkey" (PDF). Stratejik ve Sosyal Araştırmalar Dergisi Türk-Yunan İlişkileri Özel Sayısı, C. 5. pp. 41–54. With the term “Cretan Turks” we refer to the descendants of Islamized Cretans during the occupation of the island of Crete by the Turks in 1669. A large number of Cretans (as it also happened generally in Greece) became Muslims in order to avoid the socioeconomic hardships of the Ottoman Occupation of Crete.
  6. Beckingham, C. F. (1956-04-01). "The Cypriot Turks". Journal of the Royal Central Asian Society. 43 (2): 126–130. doi:10.1080/03068375608731569. ISSN 0035-8789. The Cretan "Turks" were not ethnically Turkish, or even Anatolian at all. They were Cretans whose ancestors had accepted Islam at some time after the Turkish conquest of the island in the middle of the seventeenth century.
  7. Hyland, Tim (2020-05-18). "Uğur Z. Peçe Uncovers a Forgotten Part of the History of Crete". Lehigh University. Retrieved 2023-04-17. the people known as the Cretan Turks—a Muslim people of Greek descent—ended up relocating, permanently, to Anatolia, Syria, Egypt, Libya and the Balkans [...] Though the island was home to both Christians and Muslims, both groups were of Greek origin.
  8. Barbara J. Hayden, The Settlement History of the Vrokastro Area and Related Studies, vol.
  9. Balta, E. , & Ölmez, M. (2011).
  10. Chris Williams, "The Cretan Muslims and the Music of Crete", in Dimitris Tziovas, ed.
  11. gazeteistanbul (2017-02-21). "Anneanne dili "Giritçe"". Gazete İstanbul (به ترکی استانبولی). Retrieved 2020-11-03.
  12. Tuncay Ercan Sepetcioglu (January 2021). "Cretan Turks at the End of the 19th Century: Migration and Settlement (19. Yüzyılda Girit Türkleri: Göç ve Yerleşim)".
  13. Greene, pp. 39–44
  14. Greene, pp. 52–54
  15. Macrakis, p. 51
  16. McTiernan, pp. 13–23.
  17. McTiernan, p. 28.
  18. McTiernan, pp. 35–39.
  19. "The Cretan Rebellion of 1897 and the Emigration of the Cretan Muslims — Refugee History". Refugeehistory.org. 2017-07-21. Retrieved 2022-07-30.
  20. Filiz Kılıç. "Cretan Bektashi school in Ottoman Divan poetry" (به ترکی استانبولی). Hacı Bektash Veli and Turkish Culture Research Center. Archived from the original on 30 January 2008. Retrieved 30 April 2007.
  21. Summary translation: A slender sapling you are, freshly shooting beauty and grace you are, an affection for one's mind you are!
  22. Prof. Theodoros I. Riginiotis. "Christians and Turks: The language of music and everyday life" (PDF). Rethimno. Archived from the original (PDF) on 2007-09-27. Retrieved 2007-04-30.
  23. {{cite book}}: Empty citation (help)
  24. "Salih Zeki". Anopolis72000.blogspot.com. 19 September 2009.
  25. Yeni Giritliler بایگانی‌شده در ۱۹ فوریه ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine Article on the rising interest in Cretan heritage (به ترکی استانبولی)
  26. "Greece angered over Turkish Deputy PM's Hagia Sophia remarks". Hurriyet Daily News. Turkey. 19 November 2013. Retrieved 8 May 2015.